پیرمردی سوار بر قطار به مسافرت می رفت
به علت بی توجهی یک لنگه کفش ورزشی وی از پنجره قطار بیرون افتاد
مسافران دیگر برای پیرمرد تاسف می خوردند
ولی پیرمرد بی درنگ ...
لنگه ی دیگر کفشش را هم بیرون انداخت
همه تعجب کردند
پیرمرد گفت که یک لنگه کفش نو برایم بی مصرف می شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چه قدر خوشحال خواهد شد
سلام بسیار زیبا مینویسی امیدوارم همیشه موفق باشی
ممنون شماهم زیبا میفهمید
salam
in pire mard injury ke migan gandi boode
ke ba amalesh be mardomesh azady ro amookht
nemidonam ke in peire marde ki bode,age man nemgam nazar bezaram male in man vaghaan vaght nadarm fagha mitonam webamo up konam dar in hade vadght daram