شرط عشق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید..
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.
مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".

نظرات 1 + ارسال نظر
farzad دوشنبه 17 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 11:57 ق.ظ http://deshodehgan.blogsky.com

سلام پست به این خوبی و انرزیک چرا اسم وبلاگت یه لیوان موج منفی؟

پست خیلی زیبایی بود

موفق باشی

دیگه شاید کردمش موج مثبت ممنون شماهم موید باشید (میخواستم بیام وبلاگتوببینم اما میگه این وبلاگ در سیستم بلاگ اسکای وجود ندارد چرا)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد