سهراب

ای عبور ظریف !


بال را معنی کن


تا پر هوش من از حسادت بسوزد.


ای حیات شدید !


ریشه های تو از مهلت نور


آب می نوشد.


آدمی زاد- این حجم غمناک‌-


روی پاشویه وقت


روز سرشاری حوض را خواب می بیند.


ای کمی رفته بالاتر از واقعیت‌!


با تکان لطیف غریزه


ارث تاریک اشکال از بال های تو می ریزد.


عصمت گیج پرواز


مثل یک خط مغلق


در شیار فضا رمز می پاشد.


من وارث نقش فرش زمینم


و همه انحناهای این حوضخانه‌،


شکل آن کاسه مس


هم سفره بوده با من


از زمین های زبر غریزی


تا تراشیدگی های وجدان امروز.
نظرات 1 + ارسال نظر
حمید جمعه 9 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 01:54 ب.ظ http://www.hamidshams.blogsky.com

سلام
وبلاگ قشنگی داری
تبریک میگم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد